Rebel Land

REBEL_LAND
 
خاک طغیانگر

خلاصه داستان
اندریا و یاکوپو،دو گاوچران جوان،  که با هم بزرگ شدند، و با وجود تفاوت پیشینه شان،همیشه مثل دو برادر،
دو دوست و دو هماورد کنار هم بوده اند.
یاکوپو پسر ارباب و اندریا تنها یک رعیت و گاوچران
و داستان زمانی ورق می خورد که یاکوپو به اجبار پدرش می بایست با دختر بزرگ کونت جایردینی ازدواج کند
اما او خواهان دختر جوان تر کونت، النا می شود.
اما از بازی سرنوشت،  در طی حادثه ای که برای النا، رخ می دهد، اندریا جان او را نجات می دهد
و این آغاز رشد عشقی بین آن دو می شود.
و اینجاست که دوستی ریشه دار بین اندریا و یاکوپو به چالش کشیده می شود....